نقالی ، هنری است که این روزها لابه لای شلوغی های زندگی ، کم و بیش فراموش شده ؛ هنری که روزگاری ، مخصوصا در شب های یلدا مردم را سرگرم می کرد .در یکی از همین روزهای زمستان با دو نوجوان نقال آشنا شدیم . کیمیا یعقوبی ، ۱۴ سال و رضا علیخانی ، ۱۶ ساله . این دو چند سالی است که به طور تخصصی نقالی می کنند و برایمان از نقالی ، هنر اصیل ایرانی گفتند .

 

  • لطفا خودتان را معرفی کنید و بگویید چند سال است که نقالی می کنید؟

کیمیا: کیمیا یعقوبی هستم؛ چهارده ساله . سه سال است که با نقالی آشنا شدم یک سال است به طور تخصصی وارد این حوزه شدم.
رضا: رضا علیخانی هستم؛ شانزده ساله. ده سال است شبیه خوانی میکنم ؛از طریق شبیه خوانی با هنر نقالی آشنا شدم ، دوسال است که تخصصی نقالی می کنم.
  • چگونه به این هنر علاقمند شدید؟ خانوادگی در این هنر دست داشتید؟

کیمیا: من از طریق مسابقات مدرسه با نقالی آشنا شدم و به نظرم نقالی روش موثری برای انتقال پند و اندرز است. همین دلیل علاقه ی من به نقالی شد.
رضا: ما اصالتا اهل تفرش هستیم، این شهر مهد نقالی ست . پدر و پدربزرگ من شبیه خوان و نقال بودند ؛من از شش سالگی با پدرم وارد این حوزه شدم.
  • می خواهید نقالی را به عنوان شغل آینده انتخاب کنید؟ تحصیلات تان را در زمینه هنر ادامه می دهید؟
کیمیا: نه برای شغل؛ ولی بعنوان هنر تصمیم دارم ادامه بدهم.  برای تحصیل رشته ریاضی را انتخاب می کنم و دوست ندارم رشته ی  هنری بخوانم .
رضا: منم همینطور. نقالی را در کنار درس به عنوان هنر مورد علاقه ام ؛ادامه می دهم.
  • آیا درهنر نقالی مقامی کسب کرده اید؟
کیمیا: بله من مقام استانی کسب کردم ولی مقطع دوره اول دبیرستان مسابقه کشوری ندارد.
رضا: منم مقام اول کشوری را در جشنواره هنری ،کسب کردم.
  • وقتی در حال نقل هستید و جمعیت به شما توجه می کند شما چه احساسی دارید؟
کیمیا: من احساس میکنم آن لحظه باید از همه توان ام استفاده کنم و پیام داستان را منتقل کنم.
وقتی که یک نفر نقالی می کند تمام جمعیتی که پای نقل هستندو با دقت به حرف های نقال گوش می دهند من احساس می کنم باید همه تمرکزم را روی نقل بگذارم که مخاطب از داستان پند بگیرد.
مرشد سعیدی می گفتند: اگه یک فیلم را بیشتر از دو بار ببینید خسته می شوید ،هرچقدر هم فیلم خوبی باشد. ولی خود مرشد سعیدی سی سال یک داستان ثابت را در قهوه خانه ای نقل کرده اند بدون این که کسی خسته شود !
رضا: من هنگامی که روی سکو نمایش هستم، احساس می کنم زمانی که مردم پای نقل من می گذارند برای مثال دویست نفر برای ده دقیقه در کل دو هزار دقیقه می شود و من برای این دوهزار دقیقه، باید روزِ قیامت جواب بدهم.
سعی می کنم داستانی را نقل کنم که مطالب اش مفید باشد و مخاطب پس از اتمام داستان از حرف های من درس بگیرد .
  • به غیر از نقالی،به چه زمینه هنری علاقه دارید و دوست دارید در آن وارد شوید؟
کیمیا: من اول به تئاتر و بازیگری علاقه داشتم ولی بعد به نقالی که مجموعه ای از تمام هنرها ست .
یک نقال نویسنده ، بازیگر، کارگردان و تهیه کننده است! به همین خاطر دوست دارم تنها در زمینه نقالی متخصص شوم .
رضا: منم در کنار نقالی به تعزیه ادامه می دهم . به تعزیه بیشتر از نقالی علاقه دارم و  دوست دارم تخصصی تر در زمینه تعزیه وارد شوم.
  • قصه هایی که برای نقل انتخاب می کنیداز کدام کتاب هاست؟
کیمیا: من بیشتر از شاهنامه استفاده می کردم ، ولی داستان های مذهبی بازخورد بسیا خوبی در مسابقات داشتند و تصمیم دارم از قصه های مذهبی بیشتر استفاده کنم.
رضا: منم به واسطه تعزیه بیشتر از نقل های مذهبی استفاده می کنم و خودم حدود پنجاه و شش طومارمذهبی نوشتم و به کمک دبیر ام ،آقای قصرانی، وارد ادبیات ملی شدم و لیلی و مجنون و فرهاد و شیرین و … هم کار می کنم.
  • از بین داستان هایی که نقل کردید کدام داستان روی خودتان اثر گذاشته و اگر بخواهید فقط یک داستان را انتخاب کنید،کدام است؟
کیمیا: همه ی داستان های شاهنامه به نظرم پر از پند و اندرز هستند و از همه آن ها میتوان به یک اندازه درس گرفت.
رضا:  نقلی که خیلی دوست دارم و و گاهی دوستان هم از سر شوخی می گویند که تو فقط همین داستان را بلدی؛  داستان جوانمرد قصاب است که در مسابقه کشوری نیشابور هم این داستان را نقل کردم و رتبه اول شدم .

–  وقتی که وارد هنر نقالی شدید، واکنش اطرافیان و دوستانتان چه بود؟

کیمیا:  وقتی که شروع کردم همه موافق بودند وبرای ادامه فعالیت تشویق ام می کردند .
رضا:خانواده من در همین کار بودندو مشکلی نداشتند . دوستان بیشتر موافق تعزیه بودند تا نقالی، ولی وقتی دیدند که من در این زمینه هم موفق هستم دیگر مخالفتی نکردند.
  • نقالی را در یک جمله خلاصه کنید و به کسی که این هنر را نمی شناسد معرفی کنید؟
کیمیا: نقالی مجموعه حکایت های پندآموزی ست و ارائه این هنر به جوامع مختلف باعث زنده ماندن زبان فارسی و آیین سنتی ما می شود. پیشنهاد من به افرادی که ذره ای به این هنر علاقه دارند این است که تخصصی وارد نقالی شوند و نگذارند این هنر فراموش شود .
رضا: نقالی روایت کردن داستان ها و حکایت ها با لحنی خاص است که به عقیده من داستانی که نقل می شود حتما باید پندی داشته باشد .
  • هنر نقالی در سال های اخیر فراموش شده است و سال های گذشته مورد توجه بوده،به نظر شما دلیل اش چیست ؟
کیمیا: من احساس می کنم در یکی دوسال اخیر این هنر احیا شده است.
در حال حاضر ما کودکان  چهار– پنج ساله ای داریم که به دو زبان  نقالی می کنند. زبان های انگلیسی، اسپانیایی و … .
من تجربه زیادی در این هنر ندارم ولی از زمانی که وارد این هنر شدم نقالی در حال پیشرفت و در مسیر زنده شدن است.
رضا: هنر های آیینی سنتی که شامل رشته های مختلف می شود رو به فراموشی است.
 برای مثال تعزیه، ولی تعزیه خوان ها با ارائه کارهای خوب در ماه محرم از فراموش شدن آن جلوگیری می کنند.
 ولی در حوزه نقالی به نظر من کم کاری از نقال است ، مُبَلِغ هنر نقالی خود نقال است. اگر من توانستم یک نقل خوب ارائه دهم این هنر تبلیغ میشود و مردم حمایت می کنند. در گذشته معرکه گیری هایی صورت می گرفت ، به خصوص در قهوه خانه ها جمعیت زیادی با این هنر آشنا می شدند ولی حالا در قهوه خانه ها خبری از نقالی نیست.
 اما دلیل نمی شود نقالی به کل فراموش شود. نقال باید به موسسه ها و آموزشگاه ها و حتی مسجد ها مراجعه کند و پیشنهاد دهد که برنامه اجرا کند و موسسات از این گونه افراد حمایت کنند. دوسال است جشنواره نقالان علوی برگزار میشود و به پیشرفت نقالی کمک کرده است. در سال گذشته هفت هزار و پانصد دانش آموز در این جشنواره شرکت کردند.
 وقتی که مسابقات فرهنگی هنری در مدرسه ها برگزار میشود حتما به پیشرفت هنر ها بسیار کمک می کند و مدرسه ها باید از دانش آموزانی که استعداد دارند حمایت کنند.
  • به نظر شما در آینده هنر نقالی در چه جایگاهی ست؟
کیمیا: امروز کسانی که وارد این حوزه می شوند بسیار حرفه ای آموزش می بینند و از پایه خوب یاد می گیرند. به نظر من اگر این نسل دست از تلاش برندارند هنر نقالی ما پیشرفت بسیار خوبی می کند .
رضا: من باز هم می گویم پیشرفت نقالی به همت نقال بستگی دارد و اگر جشنواره ها و مسابقات ادامه پیدا کند این هنر مثل هنرهای نمایشی دیده خواهد شد.
  • امروزه نوجوان های همسن شما کمتر پیگیر یک هنر یا یک حرفه خاص هستند.دلیل این بیخیالی و کم حوصلگی چیست؟
کیمیا: به نظر من این روز ها فضای مجازی وقت نوجوان های ما را گرفته است و همه ی بچه ها درگیر شبکه های فضای هستند و وقت کار های دیگر را ندارند.
رضا: نداشتن هدفِ مشخص مهم ترین مشکل همسن های ما در این دوره است. هدفی که تمام تمرکزشان را روی آن بگذارند و برایش بجنگند.
  • و در آخر از مشکلات تان در حوزه نقالی بگویید.
کیمیا: در این حوزه مشکلات زیادی وجود دارد. یکی این که ، شاهنامه خوانی و نقالی با هم فرق دارند و این مسئله ای است که بسیاری از افراد نمی دانند و تصور می کنند که شاهنامه خوانی همان نقالی است.
این باعث شده درنقالی فقط از شاهنامه استفاده کنند و ما کلاسی به نام کلاس نقالی نداریم.
 اگر هم کلاسی برگزار شود تنها شاهنامه آموزش می دهند. این مسئله بدی نیست اما در برخی اجرا ها نقال اشعار فردوسی را یک ساعت تمام می خواند و این مخاطب را خسته می کند.
به نظر من در ابتدا باید متنی را انتخاب کنند که روان باشد. حتی اگر متن اصلی اش هم لغات سختی دارد باید تغییر پیدا کند که مخاطب را جذب کند.
 در کتاب های درسی ادبیات ما هم داستان هایی از شاهنامه می آورند اما  انقدر سخت و خشن است که دانش آموزان کاملا از شاهنامه دل زده می شود.
 درحالی که این طور نیست. ما گردآفرید را داریم که مظهر و نماد دختر ایرانیست. بیژن و منیژه را داریم که مظهر عشق و علاقه است. تمام این داستان ها باید طوری نقل شود که نسل جدید به جای الگو برداری از قهرمان های بیگانه از اسطوره های حماسی کشورمان استفاده کند.
مشکل دیگری که داریم بدرفتاری داور ها با بچه هاست. برای مثال سه دقیقه که به ما وقت می دهند پس از اتمام دقیقه اول کار را قطع می کنند که این بنظرم اصلا رفتار درستی با هنرمند نیست. حتی گاهی داور این مسابقه ها خودشان تخصص کافی نقالی ندارند. یک مشکل دیگری که داریم این است که قصه گویی را با نقالی مقایسه می کنند درحالی که نقالی بسیار سخت تر است.
  • بعضی ها معتقدند برای حرفه ای شدن درکار باید هزینه زیادی خرج کرد؛ نظر شما چیست؟
کیمیا: در ابتدا که وارد حوزه ای می شویم لازم است، ولی فقط برای آموزش های اولیه.
 بقیه مسیر فقط باید تلاش و پشتکار داشت وکلاس و معلم فایده ای ندارد.
رضا: راست اش چون من خانواده ام در کار نقالی بودند اصلا احتیاجی به کلاس و غیره نداشتم و فکر می کنم که نقالی یا حتی هنر های دیگر بیشتر نیازمند استعداد و تلاش است تا چیزهای دیگر ! ! !
  • تا حالا به خودتان افتخار کرده اید؟

کیمیا: به خودم افتخار کردم ، ولی باید موفقیت های بیشتری کسب کنم و به کار هایی که تا به حال انجام داده ام اکتفا نکنم.
رضا: من به خودم افتخار نکرده ام ولی حس خوبی به کار هایی که کردم دارم.

 

تهیه و تنظیم مصاحبه : زهرا امیربیک

منبع: اختصاصی:  پایگاه خبری تجربه نیوز

 

انتهای پیام

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *